تبليغاتX
آلبالو قرمز - فال قهوه

آلبالو قرمز

آلبالو وقتی سیاه میشه خوشمزه ست!


شده یه موقع هایی اینقدر بهم ریخته و سردرگمی که دلت یه جمله آرامش بخش و یه کم آینده روشن بخواد؟
در چنین شرایطی ترجیح میدی سراغ کی بری و چه کار کنی؟
من چند وقت پیش اینطوری شده بودم، البته خیلی اینطوری میشم ولی سعی میکنم این موقع ها به خودم محل نذارم ولی این دفعه واقعا نمیشد!
عین خر توی اون حالت گیر کرده بودم که یکی از دوستام بهم گفت من یه فالگیر ارمنی میشناسم معرکه ست!! دارم میرم پیشش تو هم میای؟!!
نه که فکر کنید من آدم احمقی هستم و خودم رو با این شر و ور ها گول میزنما! نه به خدا ولی نمیدونم چرا ایندفعه دوست داشتم خودمو گول بزنم!!
به هر حال رفتیم پیش اون خانمه، از همون اول که دیدمش خوشم اومد ازش، از اون خانمهایی بود که با ظاهر خیلی ساده و یه لبخند خوشگل توی صورت ملیح و شیرینشون آدمو جذب میکنن.
نشستم و قهوه مو خوردم و اون هم فنجون من رو برداشت و این طوری شروع کرد:
.... کیه؟ (صاف اسم شوهرم رو بهم گفت!!)
دوستم از شدت تعجب جیغ کشید!!!!
گفتم شوهرمه،
گفت یه خانمی به اسم ... میشناسی؟
گفتم مامانمه!
بعدش خصوصیات شوهرم و مامانم رو بهم گفت، خوبه که این دوتا هردوشون آدمهای خوبی هستن و منو هم خیلی دوست دارن و گرنه آبروم جلوی دوستم میرفت!
خیلی چیزهای دیگه هم بهم گفت که خیلی برام جالب بود.
یه چیزهایی هم راجع به آینده نزدیک بهم گفت که همش در عرض دو سه هفته بعدش برام اتفاق افتاد!!
من که خیلی از این فال قهوه خوشم اومد خداییش!
من نمی دونم اینا چطوری میتونن این چیزها رو بفهمن؟!
کسی میدونه چطوری؟؟




+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت 10:14  توسط شیرین  |